تبليغاتX
آرمین سده عکس و حرفهای من
عکس و حرفهای من
A r m i n S e d e . B l o g F a . C o m
حرف هایه دله علی
شنبه 1387/09/23 1:38

بيخوابي زده به كلم همش تو فكره حال و اينده ام . تصميم هايي بزرگي تويي ذهنمه كه نمي دونم بهشون ميرسم يا نه .

من خيلي عوض شدم ديگه علي سابق نيستم به قوله يكي از دوست دختراي سابقم خيلي مغرور شدم .

ديگه به هيچ دختري علاقه اي ندارم زندگيه جديدم همش شده كارم .

خيلي سخته وقتي هميشه كسي بوده كه باهاش بشيني دردو دل كني حالا ديگه هيچ كسي نباشه .

امروز بعد از چند وقت بهترين دوست دخترم بهم زنگ زد هنوزم یه کمکی دوستش دارم اما مشكله من خانوادش بود با اين كه دلم نميخواست بهش بگم كه يه وقت جلويه من احساس سر افكندگي نكنه اما بهش گفتم فهميدم خيلي بهش برخورد اما راهه ديگه اي بجز گفتنه حرفه دلم نداشتم .

ناراحت نيستم كه چرا با كسي نيستم چون خودم اين سري اينطوري خواستم موقعيت شغليم ارزشش خيلي بالا تر از اين حرفاست .

تويه اين چندين سال خيلي تجربه كسب كردم نيمي دونم چرا تا بحال هيچ دختري را نديدم كه ارزشه معناي رفاقت را متوجه بشه همشون هم خدا را ميخواند هم خرما را .

دلم خيلي پره

اگه ميخواي تو زندگيت موفق باشي به زيورالات توجهي نكن به اصل جنس دقت كن اين رنگ و ابهايه قشنگ كم كم جلا شونا از دست ميدند پس به محكميه جنس بيشتر دقت كن

بازم بر ميگردم با داستان هايه جذاب زندگیم

 

bye bye for now

نوشته شده توسط علی | موضوع: | لینک ثابت |

سلامي مجدد
پنجشنبه 1387/08/09 1:17

.برمیگردم.

 

با داستان های جدید زندگیه خودم

 

بزودی

نوشته شده توسط علی | موضوع: | لینک ثابت |

با دستی پر امدم
دوشنبه 1386/09/19 6:33
با سلامی گرم که در این سرمای پاییز ..........

۹ ماهی بود که سری به وبلاگم نزده بودم . نمی دونم برای چی دوباره دارم مطلب مینویسم اما میدونم که دلم میخواد باز هم بنویسم .

سعی می کنم از امروز بیشتر وبلاگ را اپدیت کنم . با مطالبی جدید و زیبا .

نامه ای به خدا

یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نا مه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود :
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن...
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند... همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا ! همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:
خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی...
البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند ...!!!

نوشته شده توسط علی | موضوع: | لینک ثابت |

تولد . سال 86 . سیزده بدر .
دوشنبه 1386/01/13 4:5

سلامی دیگر

روز میلادت مبارک .دوازده فروردین مصادف است با روز تولد دوستی که چند ماهی با من دوست بود . امیدوارم هر روزت , روزه تولدت باشد

عید سال ۸۶ هم کم کم رو به اتمام است و باید منتظر عید سال دگر نشست

امیدوارم هر روزتان نوروز باشد و به دور از اتفاقات ناگوار باشد و همیشه سر بلند و پیروز باشید

راستی اگه دوست داشتید بگید سیزده بدر کجا رفتید . سبزی گره زدید یا نه

نوشته شده توسط علی | موضوع: | لینک ثابت |

 
Copyright © 2005-2006 - Designer: ALI MOHAMMAD